سایت فرهنگی دینی خبری و دانلود،دانلود آهنگ،مسایل دینی،مسایل شرعی،اسلام،اخبار فرهنگی،اخبار هنری،اخبار سیاسی،سایت الحمات

پدیده «درماندگی آموخته شده» گریبان کالای ایرانی را گرفته

ميگنا: چند سال است که مسئله تولید ملی و حمایت از کالا و کار ایرانی در کشور مطرح شده‌ است، اما به راستی چرا مردم ایران کالای خارجی را ترجیح می‌دهند و چرا برخی کالاهای ساخت ایران دارای کیفیت پایینی هستند؟ آیا این مسئله جنبه روانشناسانه و جامعه‌شناسانه دارد؟ فاطمه باقریان، استادیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و فارغ التحصیل روان‌شناسی از دانشگاه کانادا به این سؤال ایکنا پاسخ داد و عنوان کرد: همه مسائل اقتصادی، اجتماعی، روانی، فرهنگی و … به یکدیگر مرتبط و بر هم اثرگذار هستند. وی عنوان کرد: آنچه در مورد کالای ایرانی رخ داده همانند این است که فردی در دوران کودکی هر وقت خواسته کاری انجام دهد ما به او گفته‌ایم تو نمی‌توانی؛ همین مسئله موجب شده در وی پدیده «درماندگی آموخته شده» ایجاد شود و این فرد به این باور برسد که واقعاً نمی‌تواند کاری را درست انجام دهد؛ این بلا سر کالای ایرانی آمده است. این استاد دانشگاه تصریح کرد: یعنی زمان‌هایی که باید به کالای ایرانی پر و بال می‌دادیم و تشویق و حمایت می‌کردیم، این کار صورت نگرفته است و هزاران مشکل اقتصادی و سیاسی و … دیگر هم موجب شده کالای بی‌کیفیت ایرانی وارد بازار شود و کسانی که کالای ایرانی را می‌سازند هم خود دچار «باور ناتوانمندی» شوند. مردم هم چون کالای خوب ایرانی ندیده‌اند و در مقابل بازار پر از کالای خوب خارجی بوده، تفکرشان در مورد بی‌کیفیت بودن کالای ایرانی نهادینه شده است. وی با اشاره به اینکه این مشکل سال‌هاست که وجود دارد، گفت: همه صنایع دچار همین درماندگی آموخته شده‌اند، از آنها حمایت نشده و کالاهایشان به تولید و مصرف انبوه نرسیده و حالا مردم دیگر باور ندارند که کالای ایرانی خوب است، چون توسعه پیدا نکرده‌اند. با این شرایط حالا چگونه می‌توان به سرعت و به یکباره به مردم گفت که کالای ایرانی بخرید و کالای ایرانی خوب است؟ این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه قبل از توسعه صنعت باید بر روی فکر و اندیشه جامعه کار کرد چرا که باورهای مردم تغییر داده شده و باور کیفیت کالای ایرانی را از بین برده‌ایم، اظهار کرد: اگر بخواهیم این باور بازگردد، باید کلی کار کرد و باورها و نگرش‌ها را تغییر داد اما به راستی کدامیک از این کارها را انجام می‌دهیم؟ وی تصریح کرد: روانشناسی اجتماعی به عنوان یک علم عنوان می‌کند که تمام رفتارهای ما بر اساس باورهای ما شکل می‌گیرد، وقتی باوری ایجاد کردیم که کالای ایرانی خوب نیست و واقعا هم اکنون نیز برخی از کالاها خوب نیست، برای خوب شدن نیاز به یکسری ساختارها و تغییرها داریم. استادیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی در پاسخ به این سؤال که اکنون چه باید و از کجا شروع کرد؟ گفت: باید کار را شروع کنیم اما به صورت هماهنگ با همکاری همه دستگاه‌ها. در آسیب‌های اجتماعی مبحثی داریم که در آن مطرح می‌شود اگر می‌خواهیم آسیب اجتماعی را کاهش دهیم یک سازمان، ارگان، گروه یا طبقه نمی‌تواند به تنهایی این کار را انجام دهد، بلکه باید ترکیب هماهنگی از سازمان‌های برنامه‌ریزی مثل دولت و نهادهای اداره کننده جامعه، همراه با سازمان‌های مردم نهاد و فعالان اجتماعی که علاقه‌مند به حل مشکل هستند در ارتباط تنگاتنگ با همدیگر و همراه با نظر خواستن و نگرش سنجی از مردم و قربانیان این آسیب‌‌ها کار را با هم انجام دهند. وی با ذکر این نکته که در مسیر تغییر و توسعه باید هماهنگ با هم عمل کرده و مدام نیز روند کارها ارزیابی شود، گفت: در هر مرحله هم باید مدام ارزیابی کنیم تا ببینیم به کجا رسیده‌ایم و روند برنامه در هر مرحله موفقیت آمیز بوده است یا خیر. استادیار گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به مشکلات و آسیب‌هایی که به مردم زلزله‌زده کرمانشاه وارد شده است، گفت: بعد از اقدامات روانشناسانه که در این مناطق انجام شده، شاهد هستیم که با صحبت کردن، امید دادن، تقویت خودکارآمدی و توانمندی، باور ایجاد کردن در افراد که شما می‌توانید مقداری از مشکلاتتان را خودتان حل کنید، کمپین‌هایی مثل «زودتر خانه‌ام را خواهم ساخت»، «زودتر به خانه‌ام بر می‌گردم» و … ایجاد شده و امید به این مناطق بازگشته است و همین مسئله نشان می‌دهد کار غیر ممکن وجود ندارد؛ اما برای درست شدن آن هماهنگی و همه جانبه دیدن و همه جانبه عمل کردن لازم است. وی ادامه داد: اگر در جامعه ما واقعاً این اراده وجود دارد که از کالای ایرانی حمایت شود، باید جامعه‌شناسان، روانشناسان اجتماعی و سایر متخصصان علوم رفتاری در کنار صنعت‌گران و تولیدکنندگان قرار گرفته و همه از جنبه‌های مختلف به رفع مشکل بپردازند. این روانشناس اجتماعی کشورمان در پایان یادآور شد: روانشناسان اجتماعی می‌توانند راه‌های تغییر فکر و اندیشه را به برنامه‌ریزان اجتماعی و مسئولان بیاموزند؛ ولی هیچ کس تاحالا پیش ما نیامده و از ما نخواسته که در این زمینه کمک کنیم، زمانی هم که از ما دعوت کرده‌اند و در برنامه‌ای حضور داشته و اظهار نظر کرده‌ایم، نظر مهندسان را بیشتر از ما پذیرفته‌اند. یعنی این نگاه هم وجود ندارد که از علوم اجتماعی و روانشناسی استفاده کنند و حتی گاهی حضور ما نمایشی می‌شود و پس از شنیدن نظرات ما و بدون در نظر گرفتن مطالب مطرح شده دیدگاه‌های خود را اجرایی می‌کنند.

دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 0
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.